ارائه شده در همایش ژئوپلیتیک شیعه ،  تهران :  انجمن ژئوپلیتیک ایران  1391

چکیده

ایجادآرامگاه برروی مدفن پیشوایان و بزرگان از زمان پیش از اسلام و در میان ملل مختلف رایج بوده است . جنبه­ای از مهرورزی به بستگان و خویشاوندان پیامبر اسلام (ص) که در قرآن به آن اشاره شده ایجاد و بزرگداشت مرقدهای آنان است . در این میان عشق و محبت شیعیان نسبت به خاندان عصمت و طهارت (ع) موجب گردیده که در پرتو دستورات شریعت ، در بلاد شیعه بر ایجاد مقابر و حرم­ها و زیارت آن­ها اهتمام وافر مبذول گردد . از این رو ری به عنوان یکی از نخستین پایگاه­های تشیع در ایران ، واجد زیارتگاه­های زیادی از این مقوله گردیده است . این اماکن مقدس گذشته از تاثیرات مذهبی ، فرهنگی ، عمرانی ، اقتصادی ، روانی و اجتماعی ، از جنبه سیاسی نیز کارساز و نقش­آفرین بوده­اند . در این میان استفاده از سنت بست نشینی در امامزاده­ها برای حق­خواهی در برابر حاکمان جور که نمونه­های فراوانی از آن در دوره حکومت قاجار اتفاق افتاده ، قابل ذکر است .آمیختگی سیاست با مذهب موجب گردیده که آستانه حضرت عبدالعظیم (ع) به صورت گرانیگاه مبارزات سیاسی  بر ضد رژیم گذشته نیز عملکرد داشته باشد .

واژه ­های کلیدی : ری ؛ تشیّع ؛ بارگاه ؛ کارکرد سیاسی ؛ بست­نشینی ؛ گرانیگاه مبارزه مقدمه
درطول تاریخ مردمان هر جامعه­ای به انحاء مختلف و به شیوه­های گوناگون بزرگان و مفاخرخویش را مورد تکریم و تعظیم قرارداده و پس از مرگ آنان نیز به واسطه مقام و مرتبت  مادّی و ظاهری و یا شخصیت معنوی ، عرفانی ، علمی و مذهبی،  آن­ها را بزرگ داشته و به شکلی نام و یاد شان را زنده نگه داشته­اند . ساخت تندیس و ایجاد آرامگاه شخصیت­ها و مفاخر تاریخی ، قهرمانان ملی و بزرگان علم و معرفت  و یا نامگذاری روزهای خاص به نام آنان در سال­نماها و برپایی آیین­های ویژه در مناسبت تولد و مرگ ،  نمونه روشنی از نکوداشت بزرگان هر قوم و جامعه است .
 معمولاً در میان تمام ملل، شخصیت های بزرگ سیاسی و دینی را در نقاط حساس به خاک می سپارند و از آن به عنوان نشانه مکتب و نماد افتخار محافظت می کنند. قرآن مجید به روشنی به ما دستور می دهد که به بستگان و خویشاوندان پیامبر گرامی (ص ) مهرورزیم (سوره شوری، آیه 23) و به یقین یکی از ابزار علاقه به خاندان رسالت، حفظ و بزرگداشت مرقدهای آنان است. به دلیل همین ابراز احساسات و نشان دادن عشق و علاقه زیاد به اهل بیت (ع )، شیعیان همواره سعی کرده اند زیباترین هنرهای معماری، آیینه کاری، منبت کاری و... را در حرم های اهل بیت (ع) و بناهای متعلق به آنان به کار ببرند و ارزنده ترین و با ارزش ترین فلزات ( اعم از طلا و نقره و سایر جواهرات ) را وقف آن قبور مطهر نموده و در تزیین گنبد و بارگاه آن بزرگان استفاده کنند. این نشانه تعظیم شعائر و بیانگر شکوه و جلال آن بزرگواران در نزد مردم است. هم چنین دیدن این حرم های نورانی، یادآور عظمت معنوی و مقام والای صاحب آن بارگاه می باشد.
 با وجود کراهت پیکر تراشی و شمایل نگاری از چهره انسان در اعتقادات اسلامی ،  بازهم در پاره­ای از این سرزمین­ها تندیس­هایی از شعرا و بزرگان علم و معرفت و مفاخر  از گذشته­های دور پابرجا بوده و به چشم می­خورد . آن­چه از گذشته در سرزمین­های اسلامی و به ویژه در قلمروهای شیعه نشین در تکریم پیشوایان دین ، عالمان ، زاهدان  و مفاخر مذهبی رایج بوده ،  تکریم و بزرگداشت مقام آن­ها از طریق حضور بر سر مزار و محل دفن آنان و به دنبال آن ساخت مرقد و بارگاه بر روی قبر آن­ها بوده است . این­گونه بناها چه با هدف  ایجاد آسایش و رفاه برای  زیارت­کنندگان و یا برای نکوداشت شخصیت متوفّی صورت گرفته باشد از جمله عناصر کالبدی مهم در شهرها و روستاهای مسلمان نشین و به­ویژه در قلمروهای شیعه بشمار می­روند . در بلاد شیعه نشین کمتر شهر و روستایی را می­توان مشاهده کرد که به­گونه­ای واجد یکی از این عناصر کالبدی نباشد . سبک بنا و شیوه معماری این عمارت­ها شباهت­های زیادی به یکدیگر داشته که نشان از تاثیر عمیق اعتقادات مذهبی در ساخت و طراحی آن­ها دارد .
این مکان­های مقدس که به عنوان حرم ، مرقد ، بارگاه ، امامزاده ، بقعه واز این قبیل شناخته می­شوند ، کارکردهای اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی خاصی داشته و در زندگی مردم و تحولات اجتماعی و سیاسی جوامع عمیقاً تاثیر گذاشته­اند . هر کدام درخور بررسی و تعمق و تحقیق جداگانه است . با توجه به این که وجود این عناصر در بافت کالبدی شهرها و روستاهای شیعه نشین پررنگ­تر می­نماید در این نوشتار سعی بر آن داریم تا ضمن اشاره به جریان ورود اسلام و تشیّع به ری ، شکل­گیری مکان­های یادشده در این ارتباط را بررسی و نقش آن­ها در جریانات سیاسی را مورد کنکاش قرار دهیم .     
چگونگی ورود اسلام و تشیع به ری
برخی اسناد تاریخی حکایت از آن دارند که شهرری در زمان خلیفه دوم و به دست  ابوموسی اشعری فتح شده است . همچنین گفته شده که  چندي پيش از پيروزي کامل بني عباس ، ري به دست حسن بن قحطبه گشوده شد ، در حالي که گرايش مذهبي مردم اين شهر به سوي امويان بود و اين موضوع  به دليل حضور حاکمان ناصبي مذهبي چون کثير بن شهاب بوده است. در کتاب المعيار و الموازنه ، ري در کنار شام و بصره  از جمله شهرهاي ناصبي بر شمرده است .  (اسکافی ، 1374: 32)  روایاتی نیز از اهل بیت (ع) در مذمت ری نقل شده[1] که اگر صحت داشته باشد ، مي توان آن­ها را تأييدي بر گرايش ضد شيعي مردم اين شهر دانست .هر چند بايد توجه داشت رواياتي که در ستايش و يا نکوهش شهرها نقل شده ، قابل اعتماد نيستند . برخي از آن­ها براي تشويق و ترغيب سکونت در شهرهاي فتح شده  و برخي به دليل نزاع­هاي فرقه اي ساخته شده­اند .
از قرن دوم و به دنبال پيروزي دعّات عباسي و مهاجرت سادات به مرکز ايران ، اهل ري  به مرور به مذهب شيعه گرويدند . برخي از عوامل گرايش اهل ري به تشيع این گونه عنوان گردیده است  (جعفریان ، 1375 ) :
  در مرحله ي نخست ، موقعيت جغرافيايي ري بوده که از طرف شمال به طبرستان و از طرف جنوب به قم محدود مي شد ويه سبب اين­که آن دو منطقه وبه خصوص قم از مناطق شيعه نشين بوده اند ، اين موضوع مي توانسته از نظر مذهبي بر ري تأثير گذاشته باشد . همچنين طبرستان با موقعيت کوهستاني و جنگلي­اي که داشت و نيز تأسيس نخستین دولت مستقل شيعي مذهب در آن­جا به دست حسن بن زيد و پس از او ناصر اطروش ، زمينه اي شد تا سادات و کساني که پس از شکست قيام­ها از برابر عباسيان فرار مي کردند ، در اين منطقه گرد هم آيند ، چنان­که يحيي بن زيد ، پس از شکست قيام زيد بن علي (ع) و يحيي بن عبدالله بن حسن ، پس از شکست قيام حسين بن علي بن حسن به اين منطقه پناهنده شدند .
حاکميت ابوالحسن احمد بن حسن مادراني ( یا  مادرايي ) بر ري در سال 275 هجری قمری  و حمايت وي از شيعيان ، به گونه اي که حتي برخي از علماي اهل تسنن براي تقّرب به وي کتاب­هايي درباره­ي اهل بيت (ع) نوشتند .
 يکي ديگر از عوامل گرايش مردم ري به تشيع ، وجود يکي از وکلاي امام زمان (ع) به نام ابوالحسين محمد بن جعفر اسدي (312 هجری قمری ) در اين شهر بوده است .. حضور چشمگير شخصيت­هاي علمي و سياسي سادات از اواسط قرن سوم تا قرن ششم و هفتم هجري نيز تأثير زيادي بر اوضاع سياسي ، مذهبي اين منطقه گذاشته است . ازچهره هاي برجسته ي اين سادات مي­توان عبدالعظيم حسني (ع) و حسن بن زيد ، معروف به داعي کبير ، بنيان­گذار دولت علويان طبرستان را نام برد که در قرن سوم هجري در اين شهر مي زيسته اند . مؤلف کتاب منتقله الطالبيه[2] ، که در قرن پنجم مي زيسته ، آمار قابل توجهي از مهاجران سادات طالبيه به ايران ارائه داده است . وي بيش از شصت نفر از سادات را نام برده که به ري مهاجرت کرده اند و هر يک ، خانداني را در اين شهر بنيان گذاشته اند . همچنين شيخ منتجب الدين در الفهرست و قزويني در النقض ، به اسامي علما و خاندان و سادات شيعي ، ( اعم از امامي و زيدي ) اشاره کرده اند که سادات جعفري ، شجري ، ديباجي ، مرعشي و سادات کيسکي و خاندان بابويه از آن جمله اند . نکته ي قابل توجه اين­که بيشتر اين علما ، با يکي دو واسطه از شاگردان سيد مرتضي و شيخ طوسي و پسرش شيخ علي بوده اند و اين نکته ، يکي از عوامل اصلي و مهم انتقال فقه و انديشه هاي تشيع از عراق به ايران بوده است .
با ظهور دولت شيعي مذهب آل بويه در قرن چهارم و پنجم هجري ، عصر جديدي براي شيعيان ايران و عراق ، آغاز شد . شيعيان و علماي شيعه که تا آن زمان در فشار و تبعيد و تقّيه به حيا ت سياسي ، مذهبي خود ادامه مي دادند ، در اين دوران با حمايت حاکمان آل بويه ، به بسط و گسترش عقايد خود پرداختند . شيخ مفيد ، سيد مرتضي و شيخ طوسي در عراق ، و شيخ کليني و شيخ صدوق در قم و ري و خراسان ، از چهره هاي علمي شيعه اند که در اين دوران درخشيدند و اصول چهار گانه ي جهان تشيع ( کتب اربعه ) را تدوين کردند . رکن الدوله با دعوت از شيخ صدوق براي آمدن از قم به ري و برگزاري مباحثه و مناظرات علمي ، نقش ويژه اي در گسترش تشيع در ري و خراسان داشت . از اين رو ، نجاشي از صدوق به « وجه الطائفه بخراسان » يادکرده است ، چنانکه درباره ي کليني نيز مي گويد : « شيخ أصحابنا في وقته بالري و وجههم » .( سایت راسخون به نقل از کتاب رجال­النجاشی :  377 و 389 )
آل بويه به کمک وزيران شيعي مذهب کتابخا­نه­ي بزرگي در ري داير کردند که بيشتر کتاب­های آن درباره­ي کلام و عقايد شيعه بوده است . این خود  نمونه اي از تلاش آل بويه در تقويت و گسترش مذهب شيعه در ري بوده است .( همان به نقل از کتاب المنتظم  ، ج 15 ، ص 196) . متاسفانه بخش بزرگی از این  به دست سلطان محمود غزنوي كه در تسنن و جبري‌گري، تعصب خاصي داشت ، از ميان رفت. با اين حال رشد تشيع در اين شهر ادامه يافت. يكي از آثار تشيع ري در دوره آل بويه­ نضج‌گيري طبقه‌اي فرهيخته و فرهنگي و دبير از شيعيان ري بود كه هم در حكومت دخالت داشتند و هم در نگارش آثار علمي توانايي چشمگير. يكي از اين چهره‌ها ابوسعد آبي است كه مدت زماني وزارت مجدالدوله بويه­اي را دراختيار داشت و به سال 421 هجري درگذشت. او از شاگردان شيخ صدوق و از وزراي امامي مذهب دولت بويه به شمار مي‌آمد.
.عبدالجليل قزويني[3] ، فهرستي از شهرهاي شيعه نشين در قرن پنجم ارائه داده و مکرّر از ري نام برده است . به نوشته­ي ابن طباطبا ، ري در قرن ششم به يکي از پايگاه­هاي تشيع در ايران تبديل شده بود . بنا بر گزارش ياقوت ، سه طايفه در ري زندگي مي کرده اند : شافعيان ، که در اقليت بودند ، حنبليان که جمعيت زيادي داشتند ، و شيعيان که بيشتر مردم ري را تشکيل مي دادند .(همان به نقل از معجم البلدان ، ج 3 ص 117) . قزويني  محلات شيعه نشين ري را تا حدود زيادي معين کرده و ازآن­ها نام برده است . از مهم ترين اين محله ها مصلحگاه و زاد مهران بوده است ، چنانکه نويسنده ي فضائح الروافض ، بدان اشاره کرده است .( همان به نقل از کتاب النقض قزوینی ، ص 453 )روستاهاي ري نيز شيعه مذهب بوده اند . ياقوت حموی گويد : روستاهاي ري ، همگي شيعه اند و تعداد بسيار اندکي حنفي در آن روستاها زندگي مي کنند  ولي از شافعيان اثري نيست . (همان به نقل از معجم البلدان ، ج 3 ، ص 117) از جمله روستاهاي ري مي توان به کلين ، ورامين ، دوريست ، اشناباد و قصران[4] اشاره کرد . از روستاها و توابع ري ، برخي از خاندان­هاي بزرگ و علما و فقهاي نامي شيعي نيز برخاسته اند که خاندان دوريستي ، از آن جمله اند . از اين خاندان می­توان عالماني چون  جعفر بن محمد دوريستي ( 380 - 472ق ) از شاگردان شيخ مفيد و سيد مرتضي  و نيز عبدالله بن جعفر بن محمد بن موسي بن جعفر درويستي ( وفات در 600 ق ) را نام برد . همچنين شيخ کليني رازي ، مؤلف کتاب پر ارج الکافي  از جمله علماي بزرگ شيعه به شمار مي رود که از توابع ري برخاسته است . بسياري ديگر از اين علما را مي توان درکتاب الفهرست منتجب الدين[5] يافت که با پسوند فاميل ، روستاهاي آنان مشخص شده اند .
ري ، در قرن هفتم بر اثر نزاع­ها و جنگ­هاي ميان تشيع و تسنن از يک سو ، و حنبليان با شافعيان از سويي ديگر ، رو به ويراني نهاد ، چنان­که ياقوت حموی که خود در سال 617 ق ، از ري ديدن کرده ، با شهري ويران شده روبه رو شده است .( همان به نقل از معجم البلدان ، ج 3 ، ص 117 ) حمد الله مستوفي ، در قرن هشتم  درباره­ي مذهب ري چنين گفته است : اهل شهر و اکثر ولايات ، شيعه ي اثنا عشري اند ، مگر روستاهاي قوهه که حنفي باشند و در ري ، اهل بيت (ع) بسيار مدفون اند .( همان به نقل از کتاب نزهه القلوب  ، ص 54 )
 
از مجموع آن­چه نقل شد چنین استفاده مى‏شود که پیش از دوره صفویه و رسمی شدن تشیع در ایران،  جمعیت‏هاى معتنابهى در ری و آبادى‏هاى اطراف مى‏زیسته‏اند که شیعه بوده‏اند .
شکل­گیری مزارات در ری
احترام به گذشتگان امري است كه در تمام ادوار و ازمنه مطرح بوده و مختص به دين اسلام يا اديان الهي نيست ، بلكه احترام به نياكان در آثار بر جاي مانده از اديان و تمدن هاي غير الهي نيز به وضوح مشهود است . به طور كلي حفظ و تعمير قبور و دفن ميّت در مقابر سر پوشيده ، چیزی نيست كه در قرن هاي بعد از صدر اسلام وارد تفكرات مردم شده ویا مغاير با تفكر اصيل اسلامي باشد . بلکه در عین ریشه­دار بودن این سنت ، بمانند بسیاری دیگر از سنت­ها ، اسلام نیز بر آن صحّه گذاشته و  بلکه نوعی جلای معنوی و غیر مادّی به آن بخشیده است . زيارت مکان­هاي منسوب به بزرگان و نيکان يکي از جنبه­هاي عميق فرهنگ اسلامی است که از ديرباز تاکنون اهميت و اعتبار خود را حفظ کرده است . برای نمونه در حديثي از پيامبر اکرم (ص) نقل شده که : «هر كه قبر مرا زيارت كند ، شفاعت من براي او واجب می­شود . »( الحسینی الجلالی ، 1988 :14 ) روايات متعددی  وجود دارند كه در آن­ها رسول خدا به زيارت قبور مؤمنين فرمان داده و پاره اي از آثار تربيتي زيارت قبور را نيز باز گفته­اند.
از مجموع گفته­ها  و روایات چنين بر مي آيد كه از نظرگاه رسول خدا، زيارت قبور عملي ممدوح و مطلوب و در بردارنده ثمرات تربيتي ، اخلاقي فراواني بوده و مؤمنين نيز از آغاز اسلام تاكنون به اين عمل خداپسندانه با دل و جان ، شتافته و بهره ها گرفته­اند .  البته زيارت نه تنها مخصوص پيامبران و امامان ، بلكه شامل امامزادگان و افراد صالح نيز مي­شود.  در این میان این شیعیان بوده­اند که بیش از دیگر فرق به امامان خود عشق می‏ورزیدند و درباره فرزندان و خاندان آنان همه گونه تجلیل و تکریم می‏کردند . به خصوص ایرانیان  در هر نقطه‏ای که یکی از اتقیای سادات فاطمی به خاک سپرده می‏شد برفراز تربتش بقعه و بارگاه بنا می‏کردند. چنان که قبه و بارگاه ائمه بقیع در مدینه طیّبه از آثار مجدالملک قمی وزیر سلطان برکیارق فرزند ملکشاه سلجوقی بود که اینک جای آن نمودار است.به طور کلّی اغلب قبه‏های عالی و گنبدهای رفیع در سرزمین­های عراق، ترکیه، سمرقند، هرات و غیره همه از مفاخر اعتقادی و اسلامی ایرانیان هستند که گویای حس علاقه ایرانیان نسبت به این دودمان و جلوه‏گاه سنن ملّی و شعایر مذهبی ایشان به شمار می‏روند .(زنگنه، 1373 : 182)
مزارنگاری در ایران و برخی از سرزمین­های اسلامی پیشینه طولانی دارد. بنیاد آرامگاه بر فراز قبور سلاطین و سرداران و بزرگان به منظور بزرگداشت و حفظ نام آنان در سطح زمین و یا حجاری یک دخمه درون یک محوطه به مثابه اتاقی در سینه کوه در طول چندین قرن از سنت­های اصیل ایرانیان بوده است . بنیان تخت سلیمان یعنی مقبره کورش در پاسارگاد نمونه بارزی از آن است. در دوران اسلامی نیز همین سنّت نسبت به تربت ائمه معصومین و احفادشان عمل می‏شده است. گنبدهایی که برای اولیاء و صالحان افراخته گردیده، خود نمودار بزرگداشت و احترام است نسبت به مسلمانانی‏ که می‏سزد نامشان جاودانه شود. اروپاییان،بزرگان و قدیسان خود را با تصویرنگاری و تندیس آنان جاودان می‏ساختند و ما بزرگان و اولیاء خود را با افراختن گنبد و بارگاه. این­گونه بوده که  در ری نیز به مناسبت این که از پایگاه­های بزرگ شیعه محسوب می­شده بزرگان ، صلحا و امامزادگانی وارد شده و به خاک سپرده شده­اند و مریدان و شیفتگان به خاندان رسالت به منظور بزرگداشت نام آنان و بهره­بردن از فیوض معنوی زیارت قبور آن­ها ، برایشان مقبره و بارگاه ساخته­اند .
وجود مزارات متبرکه امامزادگان و احفادشان که در سرتاسر ایران پراکنده است به وقایع تاریخ صدر اسلام و حداکثر به قرن سوّم هجری برمی‏گردد. مهاجرت سادات حسنی و حسینی به نقاط گوناگون سرزمین­های شرقی اسلامی از همان صدر اسلام و در حکومت جابرانه امویان، خاصّه در عهد حجّاج‏بن یوسف و زمان تسلّط او بر عراقین از سوی امویان (75ـ95ق)  و به دلیل بیدادگری­ها نسبت به فرزندان علی( ع )  مربوط است.از نظر کلّی می­توان این مهاجران را به چهار گروه تقسیم کرد :
دسته‏ای که برای فرار از بیدادگری­های امویان و به­خصوص حجاج‏بن یوسف راه ایران و مشرق زمین را در پیش گرفتند . حجاج عهد کرده بود تا هر جا سیّدی را بیابد بکشد تا نسل ایشان منقطع گردد.
دسته دوم به هنگام ولایتعهدی حضرت امام رضا (ع) بدین سرزمین رسیدند «سادات علوی به سبب آوازه ولایتعهدی و حکومت امام رضا (ع) روی بدین طرف نهاده‏اند و او را بیست و یک برادر بودند با چندین برادرزادگان و بنی‏اعمام از بنی‏حسن و بنی‏حسین. این­ها به ری و نواحی عراق و قومس رسیدند . . . .آن­ها روی به کوهستان دیلمان و طبرستان و ری نهادندو بعضی را این جا شهید کردند که مزار ایشان باقی است » ( همان به نقل از مولانا اولیاءا... ). «علویین تقریباً چهل هزار نفر بودند که به دعوت مأمون به ایران آمدند و در شهر مرو مرکز خراسان اقامت نمودند چنان که گفته‏اند به هنگام معرفی حضرت به عنوان ولیعهد حدود سی‏وسه هزار از اولاد علی حضور داشتند. پس از شهادت امام رضا (ع) و رفتن مأمون به بغداد پراکنده شدند و در گوشه و کنار کشور رحل اقامت افکندند.» ( همان به نقل از  عمادزاده )برخی از امامزاده­هایی که در ری یا در جاهای دیگر ایران شکل گرفته در اثر این مسافرت­ها بوده است .
گروه سوّم آن­هایی هستند که در خروج برخی از فرزندان علی (ع) بر خلفای اموی و عباسی شرکت داشتند و پس از شکست آن­ها بدین حدود گریختند هر گاه یکی از اولاد علی (ع) بر خلیفه خروج می‏کرد عده زیادی به همراه و یار او بودند و چون شکست می‏خورد خلیفه به قلع و قمع همراهان و یارانش فرمان می‏داد.
دسته‏ای از سادات که شمار آ­نها از سه گروه دیگر فزونتر بود و در زمان حکومت علویان در مازندران روی به دربار ایشان نهادند.
 این چهار گروه از سادات بزرگوار چون به نواحی نسبتاً امن مانند نقاط کوهستانی عراق و قومس و ری و دیلم و نواحی طبرستان می‏رسیدند، رفته رفته با مردم این بلاد درمی‏آمیختند و به­تدریج به صورت بومیان محل درمی‏آمدند و از احترام خاصّی در میان مردم برخوردار بوده‏اند.
یکی از امامزادگان مدفون در ری حضرت عبدالعظيم الحسني(ع) است . وی از دانشمندان شيعه ، راويان حديث و از چهره هاي بارز و محبوب و مورد اعتماد اهل بيت و پيروان آنان بود. زمينه هاي مهاجرت حضرت عبدالعظيم (ع) از مدينه به ري و سكونت در غربت را بايد در اوضاع سياسي و اجتماعي آن عصر جست­وجو كرد . خلفاي عبّاسي نسبت به خاندان حضرت پيامبر(ص)  و شيعيان ائمه (ع)  بسيار سختگيري مي كردند، يكي از بدرفتارترين اين خلفاء متوكّل بود كه خصومت شديدي با اهل بيت(ع) داشت، سادات و علويّون در زمان او در بدترين وضع به سر مي بردند .حضرت عبدالعظيم (ع)  نيز از كينه و دشمني خلفا در امان نبود.  درچينن دوران دشوار و سختي بود كه حضرت عبدالعظيم با امام هادي(ع)ديدار کرد . باگزارش این دیدار به خلیفه، دستور تعقيب و دستگيري وي صادر گشت . او نيز براي مصون ماندن از خطر، خود را از چشم مأموران پنهان مي كرد و در شهرهاي مختلف به صورت ناشناس رفت و آمد مي كرد و شهر به شهر مي گشت تا به ري رسيد و آن­جا را براي سكونت انتخاب كرد .زیرا ري يكي از مراكز مهمّ سكونت مسلمانان بوده و اعتبار و موقعيّت خاصّي داشت. ری سرزميني حاصلخيز و پرنعمت بود .در ري هم اهل سنّت و هم از پيروان اهل بيت (ع) زندگي مي كردند و قسمت جنوبي و جنوب غربي شهر ري بيشتر محلّ سكونت شيعيان بود .هنگام فوت او که ملازم با خلافت عباسى بود ، اجازه احداث بنا و مقبره براى خاندان عصمت و طهارت و بازماندگان آنان را نمى دادند به­ويژه آن كه عبدالعظيم حسنى(ع) نيز از جور و ستم متوكل، فرارى و به طور پنهانى در آن منطقه مى زيسته است. از این رو بناى نخستين آستان، قبر ساده اى بيش نبود و به نظر مى رسد نخستين زمانى كه بنا و مقبره اى براى وى احداث شده بيست سال پس از دفن باشد . ساختمان نخستين بقعه مطهر در نيمه دوم قرن سوم هجرى توسط محمد بن زيد داعى علوى تعمير اساسى يافت و درگاه اين بنا نخست به امر پادشاهان آل بويه و سپس به همت مجدالملك قمى در فواصل 480 تا 490 قمرى ساخته شده است. ركن الدوله ديلمى  نیز حرم را توسعه و بازسازى نمود. در دوران فخرالدوله تلاش هاى زيادى در اين خصوص به عمل آمد و توجه ويژه اى به توسعه و بازسازى حرم و آستان شد  . شاه طهماسب صفوی  نیز كه به تهران توجه و عنايت خاصى مبذول داشت و به  مرمت و بازسازى آن توجه كرد.
از مزارات دیگر ری می­توان به بارگاه حضرت امامزاده حمزه فرزند امام موسی کاظم ( ع) اشاره نمود .  توان گفت که آن حضرت در سال 204 قمری به شهادت یا به مرگ طبیعی از دنیا رفته است . بارگاه اخیر در جوار حرم عبدالعظیم حسنی قرار داشته وعملکردهای آن بیشتر تحت­الشعاع حرم یاد شده قرار دارد .
يكى ديگر از بقاع مقدس در آستان عبدالعظيم ، بقعه­ی امامزاده طاهر(ع) است كه در سمت شرقى صحن اصلى(شمالى) حرم عبدالعظيم(ع) قرار دارد. نسب امامزاده به امام سجاد(ع) مى رسد وی از فقها و متكلمان عصر خود به شمار مى رفت. او به رى آمد زیرا در آن دوران به سبب وجود مقبره عبدالعظيم حسنى(ع) و امامزاده حمزه(س) در اواخر قرن سوم از مراكز زيارتى و مركز و مهد فرهنگ تشيع محسوب مى شد. او در بين سال هاى 300 تا 310 قری وفات يافت و در جوار قبر عبدالعظيم حسنى(ع) به خاك سپرده شد. نخستين بناى بقعه امامزاده طاهر را در اواخر عهد آل بويه ساختند و در عصر سلجوقى آن را به همراه بقعه عبدالعظيم حسنى(ع)بازسازى كردند. در عصر قاجار صحن اصلى حضرت عبدالعظيم در غرب مقبره امامزاده طاهر(س) ساخته شد، كه راه ارتباطى آن دو مقبره بود، اين صحن را به همراه ايوان بزرگ آيينه به دستور امين السلطان صدراعظم وقت ناصرالدين شاه و به همت فرزند او ميرزا ابراهيم خان ساختند.ظل السلطان، فرزند ناصرالدين شاه كه گویا از امامزاده طاهر شفا گرفته بود، دستور داد تا در 1320 قمری بقعه و بناى مقبره او را كاشى كارى کرده و ضريحى در آن نصب كنند. به دستور او ايوانى نيز در غرب مقبره ساخته شد .
آل بویه که از پادشاهان شيعى قرن چهارم هجرى بودند همت فراوانى در بازسازى و شكوه مقابر و زيارتگاه هاى خاندان عصمت و طهارت مبذول داشتند . با ظهور دولت شيعي مذهب آل بويه در قرن چهارم و پنجم هجري ، عصر جديدي براي شيعيان ايران و عراق ، آغاز شد . شيعيان و علماي شيعه که تا آن زمان در فشار و تبعيد و تقّيه به حيات سياسي ، مذهبي خود ادامه مي دادند ، در اين دوران با حمايت حاکمان آل بويه ، به بسط و گسترش عقايد خود پرداختند . شيخ کليني و شيخ صدوق در ري ، از چهره هاي علمي شيعه اند که در اين دوران درخشيدند. رکن الدوله با دعوت از شيخ صدوق براي آمدن از قم به ري و برگزاري مباحثه و مناظرات علمي ، نقش ويژه اي در گسترش تشيع در ري و خراسان داشت . شیح بزگوار «ابوجعفر محمد بن بابویه قمی» معروف به «شیخ صدوق» پس ازهفتاد و چند سال زندگانی درخشان و پر افتخار و مسافرت‌های طولانی در اقصی نقاط بلاد اسلامی وبا تالیف و تصنیف حدود 300 جلد كتاب پر ارزش در ابعاد مختلف زندگی، سرانجام درسال381 قمری در ری چشم از جهان فرو بست و به عالم باقی شتافت. آرامگاه وی امروز در شهر ری به نام «ابن بابویه» زیارتگاه مردم مسلمان است. میان انبوه كتب مذهبی كمتر كتابی پیدا می‌شود كه از «شیخ صدوق» یا «محمد بن بابویه قمی» نامی‌ترین دانشمند گرانمایه و بزرگوار و فقیه و محدث عالی­قدر شیعه، در نیمه دوم سده چهارم هجری قمری و كتاب­ها و احادیث او به ویژه در مسئله «ولایت فقیه و اختیارات آن» در جهت اثبات ولایت عامه فقیه حدیثی و ذكری به میان نیامده باشد. گویا به دعوت ركن الدوله كه شیعه بوده از قم یا خراسان به «ری»رفته و در آنجا ساكن می‌گردد.
در فاصله نزدیکی از شمال آستان عبدالعظیم حسنی امامزاده عبدا. . ..  قرار دارد که گویا که نسب وی با پنج واسطه به امام زین­العابدین (ع) می­رسد . وی ظاهراً در سال 319 قمری در ری وفات یافته و در این مکان دفن گردیده است . ( پایگاه تخصصی اطلاع­رسانی امامزاده­ها ، 1391) . مساحت گورستان حدود  9 هکتار است. در این گورستان شخصیت‌های سرشناسی چون صابر همدانی‌، صادق سرمد، وحید دستگردی‌، محمد هاشم افضل العلما، شمس‌العلمای محلاتی‌، محمد ثانی خوانساری‌، سلیمی قلم ، شیخ مجد رازی و دکتر جعفرشهیدی مدفون هستند.
آرامگاه موسوم به بی­بی­زبیده نیز در مجاورت غرب ابن­بابویه در بالای تپه کوچکی از خاک بنا شده است‌. بنای حرم این بقعه در قرن نهم هجری قمری، ساخته شده است‌. هر چند محققان انتساب شخصیت مدفون به امام حسین(ع) را که در میان عامّه مردم رواج دارد مورد تردید قرار داده­اند.
در مجاورت ضلع جنوب­شرقی  آستانه حضرت عبدالعظیم دو بقعه ساده با فاصله کمی از يکديگر قرا دارند، يکی معروف به امامزاده سه دختران و ديگری بقعه دو برادران . گویا این سه دختر که از دختران امام هفتم(ع) بوده­اند، در زمان مهاجرت امام رضا (ع) به ایران با وی همراه می‌شوند و در شهر ری به شهادت رسیده و در این مکان مدفون می‌گردند. امامزادگان عيسی و علی (ع) نیز گویا منسوب به نوادگان امام حسن مجتبی (ع)  هستند . با این وجود  اسناد محکمی برای اثبات دفن دختران امام هفتم  یا پسران فوق در این بقعه­ها وجود ندارد .
کارکردهای مزارات با تاکید بر نقش سیاسی آستان حضرت عبدالعظیم (ع)
زيارتگاه ها يكي از عناصر اجتماعي ، فرهنگي يك قوم و يا يك ملت محسوب مي شوند . عناصري كه نه تنها داراي كاركردهاي اجتماعي هستند ، بلكه جايگاه ويژه اي براي بروز رفتارهاي فرهنگي خاص و همچنين تبادلات فرهنگي نيز به حساب مي آيند . علت و انگيزه هايي براي پيدايي و به وجود آمدن اين اماكن مقدس هست كه ساختن يك مزار را علاوه بر تمايلات مذهبي ، داراي انگيزه هاي سياسي ، اقتصادي و رواني نيز مي سازد . از آن جا كه اماكن مقدس در ارتباط مستقيم با فرهنگ يك قوم قرار دارند و فرهنگ نيز زاييده پديده هاي اجتماعي ـ اقتصادي ، مذهبي ، تاريخي و سياسي همان قوم است ، بنابراين مي توان زيارتگاه ها را در ارتباط با تمامي اين پديده ها دانست . كاركرد مزارها و زيارتگاه ها بسيار متنوع و متعدد مي باشد كه عبارت اند از كاركردهاي مذهبي ، تاريخي ، هنري ، روان شناسي ، سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي .
زيارتگاه ها يكي از مظاهر ويژه دين اسلام محسوب مي شوند . مظهري كه در طول حيات خود نه تنها كاركرد مذهبي متعددي را براي دين اسلام ارائه كرده است ، بلكه وظايف مظاهر ديگر اسلامي نظير مسجدها و حسينيه­ها را نيز به نحو مطلوب به انجام رسانيده است . دلايل اين ادعا را مي توان در نقشي كه زيارتگاه ها در انجام دادن اعمال مذهبي ، مانند نماز و عبادت معيني در حكم عبادتگاه و نمازخانه و همچنين مركزي براي تصميم گيري هاي اجتماعي ـ سياسي ، ايفا مي كنند ، جست­وجو كرد . زیرا در سراسر ايران بسياري از امامزاده ها به عنوان جانشين مسجد ايفاي وظيفه مي كنند. )هيلن براند ، 1367 : 25)
بناهاي مذهبي همچون مساجد و مزارات از مراكز مهم خلق آثار هنري شمرده شدند . مراكزي كه نه تنها مكان مناسبي براي حفظ آثار هنري بودند ، بلكه هنر اسلامي را نيز معرفي مي­كردند . زيارتگاه ها با كاركردهاي هنري خود ، مفاهيم اسلامي را با زبان هنر ، تصوير و رنگ به ديگران منتقل مي كنند . كاشيكاري ها ، آجر چيني ها ، گچ بري ها ، آيينه كاري ها ، نقاشي ، حكاكي ، كنده كاري و . . . همگي زبان گوياي هنر ايراني و اسلامي هستند .
زيارتگاه ها به واسطه اعتباري كه از نظر مذهبي در بين مردم دارند ، از مكان هاي مناسبي براي تخليه روحي و رواني به حساب مي آيند . فضاي مزارات ، فضاي روحاني است ، فضايي كه مي تواند عواطف انساني را تحريك كند و او را وادار سازد در برابر مشكلات ، واکنش­هايي خلاف زندگي عادي خود بروز دهد . عكس العمل­هايي چون راز و نياز يا گريه و زاري که با آن ، انسان روان درماني و تخليه رواني مي شود و با اميد به اين كه قدرتي برتر براي حفظ و نگه­داري اوجود دارد ، به زندگي خود ادامه مي دهد . زيارتگاه ها مكان­هایی براي آرامش روحي و قلبي و فروكش كردن هيجانات و اضطراب هاي دروني انسان ها هستند . در اين جايگاه هاي مقدس زايرين اطمينان قلبي دارند كه هرگز تنها نيستند و قدرتي مافوق آن­ها وجود دارد كه همواره حيّ و حاضر بوده و توان برآوردن همه نيازهاي بشري را دارد . لذا « با توسل و استغاثه به درگاه او و ريختن اشك شوق از داشتن چنين تكيه گاهي مطمئن ، با اشك نياز به حل مشكلاتشان ، يا اشك داشتن اميد به گشوده شدن گره مسايل شان ، تخليه رواني شده و آرامش روحي به دست مي آورند. ( شريفي جهاني  ، 1375 (به دليل قرب و منزلتي كه صاحب مزار با توجه به جايگاه ارزشمند خود در نزد خداوند دارد ، او را واسطه حاجت قرار می­دهند تا پروردگار عالم به دليل اعتبار صاحب مزار ، گشايشي در مشكلات بنمايد .
كاركردهاي اقتصادي يك زيارتگاه را بايد در اعتبارات مالي آن جست­وجو كرد . افرادي كه به اماكن معنوي مراجعه مي كنند ، هداياي نقدي و غيرنقدي خود را به زيارتگاه پيشكش مي كنند . علاوه بر اين ، اين گونه اماكن معمولاً داراي بناها و زمين هاي وقفي فراواني هستند كه وجود اين نوع وقف­ها به اعتبار اقتصادي زيارتگاه كمك مي كنند . وجود يك زيارتگاه به دليل مراجعه افرادي كه براي زيارت امامزاده مي­آيند و مخارجي را كه براي اين كار متقبل مي شوند و همچنين هدايايي كه به اين مكان مقدس پيشكش مي كنند ، همگي در رشد و توسعه اقتصادي منطقه نقش مهمي دارند . بخش عمده اي از درآمد زيارتگاه صرف فعاليت هاي اقتصادي مي شود كه اين مسئله به رشد و توسعه اقتصادي منطقه كمك مي كند. ضمن آن كه اختصاص نذورات بعضي از زيارتگاه ها به نوادگان و يا مستحقين در زندگي آن­ها نقش مهمي ايفا می­كند . همچنين در روزهاي خاص ، بازارها و دستفروشی­هایی شکل می­گیرد كه كالاهاي خود را در معرض فروش زايرين قرار مي دهند
مردمي كه به زيارتگاه ها مراجعه مي كنند ، نوعي ارتباط با يكديگر برقرار مي كنند كه نتيجه اين ارتباط مي تواند به تبادلات فرهنگي منجر شود . اين افراد هر كدام ويژگي هاي فرهنگي خود را در معرض ديد ديگران قرار مي دهند و از اين طريق فرهنگ خود را منتقل مي كنند . از طرف ديگر ، با مشاهده رفتارها و ويژگي هاي فرهنگي ديگران ، از آن­ها تأثير مي پذيرند . ورود اصطلاحات و لغات جديد در زبان فارسي از جمله كاركردهاي فرهنگي زيارتگاه هاست . داستان هايي كه از زندگي اجتماعي و مذهبي امامزاده ها و شخصيت هاي مذهبي نقل مي شود ، جنگ ها و نبردهاي آنان ، چگونگي مردن ، يا به شهادت رسيدن آن­ها و دوستان و دشمنانشان در فرهنگ عامه جاي معتبري دارند ، يكي از عوامل اصلي در دامن زدن به اين دوستي ها و دشمني ها مي باشند . « پس از نفوذ اسلام در ايران ، ويژگي ها و آئين هاي تلفيقي مطرح گرديد . تركيب دو عنصر فرهنگي متفاوت با دو فرهنگ با منشأ متفاوت را آيين تلفيقي گويند. ( پانوف و همکار ،1369)  
شايد يكي از مهم ترين علل به وجود آمدن زيارتگاه ها را بتوان در پديده­هاي سياسي جست­وجو كرد . به عقیده برخی پژوهشگران « ايجاد امامزاده در ايران نوعي اعتراض به اعراب مسلماني بود كه پس از ظهور اسلام ، ايران را فتح كردند و در طول حكومت خود فشارهاي سياسي ، اجتماعي و فرهنگي را بر ايرانيان اعمال كردند ،  امامزاده ها را به عنوان سمبل تمايلات سياسي و مذهبي به وجود آوردند.»( هيلن براند  ، 1367 )
مزارات و زیارتگاه­ها بخشی از هویت شهرها و سکونتگاه­ها را تشکیل می­دهند . اهمیت این مقوله در خصوص شهرری تا جایی است که اصولاً این شهر در فرهنگ عامّه بیش از آن که با مسمّای «ری» شناخته شود با نام « شاه­عبدالعظیم »شناسایی می­گردد . ری با نام او معرفی می­شود و با برزبان­آوردن این کلمه بیش از هرچیز شخصیت معنوی آن حضرت تداعی می­گردد .  هر چند ری قدمتی چند هزارساله دارد اما موجودیت ری بدون موجودیت حرم که تنها در بخشی از تاریخ ری جا دارد ، بی­مغز و بی­محتواست . گنبدها و مناره­های این اماکن زیارتی که هنوز از فراز شهر خودنمایی می­کنند و در میان ساختمان­های بلندمرتبه گم نشده­اند ، روح و هویت مذهبی دیرینه شهر را مجسّم ساخته و جلوه­ای با هویت مذهبی به شهر می­بخشند .
آرامگاه حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) در طول تاریخ گرانیگاه سیاسی شهر بوده است. اجتماعات بزرگ سیاسی پیوسته  در جوار حرم شکل گرفته ، هیئت­های مذهبی و عزاداری همواره به سوی حرم روانه می­شده­اند و در تاریخ معاصر، اعتراض­های سیاسی ، راه­پیمایی­ها و تظاهرات  همه رو به سوی حرم داشته­اند .  آستانه در جریانات سیاسی شهر نقش فعال و محوری داشته است .
دفن رجال مطرح سیاسی و تجمعاتی که به بهانه و مناسبت سالروز درگذشت آنان صورت می­گرفته ، نمادی از رفتار سیاسی را در خود نهفته داشته است . در حقیقت مدفن رجال نامی چون : تختی ، شهدای 30 تیر ، شهدای مؤتلفه ، آیت­ا... کاشانی ، ملا علی کنی و  . . . . در ری نوعی نمادگرایی سیاسی را در خود نهفته است . همچنان­که دفن امامزادگان و بزرگان دین و ایجاد بارگاه و حرم به گرد آنان نوعی تعرّض به حکّام جور زمانه و روی­گردانی از حاکمان ستمگر ضد شیعه تلقّی می­گردد . تجمّات فراوانی در طول رژیم گذشته در پیرامون مزارات سیاسی  یادشده برپا گردیده که همه نوعی پیغام سیاسی دربرداشته­اند .
بست نشینی نمادی از یک نوع تعرّض سیاسی یا بیان خواسته­های سیاسی بوده که اماکن زیارتی تحقق­بخش آن بوده­اند . بست نشینی سنت کهنی است که نزد همه­ی اقوام و ملت­های باستانی شناخته و معمول بوده است . اما اصطلاحاتی چون بست ، بستی ، بست نشستن ، بست شکستن و خون بست تنها از روزگار صفویان در فرهنگ­ها و کتب تاریخ دیده می شود و اوج رواج آن و بخصوص نوع دسته جمعی و سیاسی آن به روزگار قاجاریان منحصر بوده است. ( پولاک ، 1361 ) در طول تاریخ بست نشینی در اماکن مقدسه و از آن جمله در امامزاده­ها وسیله­ای برای طلب حاجت ، بیان خواسته سیاسی و یا در امان ماندن از مجازات بوده است . عوامل متفاوتی موجب می­شد که بست نشین به واسطه آن به اماکن مقدس پناه ببرد از جمله :  فرار از مجازات و سیاست یا به خاطر بازگویی مطلبی و تقاضا و درخواستی که در وضع عادی قادر به اظهار آن نیست .
 کار بست نشینی معمولا دارای دو بعد است یکی بعد انفعالی و دیگری بعد تعرضی. در اولی شخص از کار و عملی که مرتکب شده است، منفعل و بیمناک است و به دنبال مأمن و جای امنی می‏گردد تا در پناه آن از گزند و آسیب و عقوبت عمل خویش مصون بماند و در دومی به عکس، برای گرفتن حقی و بیان مطلبی و به انگیزه تحقق درخواستی که در شرایط عادی مقدور نیست به این کار دست می‏زند . این نیز گفتنی است که بست نشینی یا پناهندگی ممکن است فردی یا اجتماعی باشد . به این معنی که ممکن است تنها یک نفر به انگیزه شخصی به کار بست نشینی یا تحصن بپردازد یا آن که عده‏ای و جمعی با هدف و انگیزه‏ای مشترک به این کار دست بزنند و در این شکل معمولاً به صورت اعتصاب است .
اما این امر دارای دلایلی است که با قدرت و عملکرد دستگاه عدالت مرتبط می‏باشد. وجود این مسئله به دلیل عدم قانون یا عدم وجود قانون کامل یا اهمال در اجرای آن بوده است که  موجب روی آوردن متظلمین به هر جا یا هر کسی می‏گردید که به گونه‏ای جلب توجه نموده با در احقاق حقوق خود موفق گردند.
در ممالکی که حکومت استبدادی بر آن­ها حاکم است تنها ملجاء محرومین و ضعفا در برابر ظلم و جور ستمگران، «بست نشینی»می‏باشد. ( خالصی، 1366 : 32) در مواردی بست نشینی به دلیل ظلم و جور و نارضایتی از صاحب منصبان کشوری بوده است .
اولین اقدام در محدود کردن اماکن بست نشینی توسط حاج میرزا آقاسی حاج میرزا آقاسی بست و بست نشینی را به کلی ملغی نکرد بلکه از تعداد آنها کاست به دستور وی تنها سه بست در تمام کشور به رسمیت شناخته شد که هیچ کس مجاز به تجاوز به حریم آنان نبود.این سه مکان عبارت بودند از:حضرت عبد العظیم(ع)، قم، و مشهد مقدس . کربلا از جمله­ی پناهگاه و بست بزرگان کشور به حساب می آمد.  (پولاک ، 1361 : 325) سراسر مشهد در حدودسال­های 1268ـ1277، برای مرتکبان دزدی ، اختلاس و حتی ضربه­ی منجر به مرگ ، بست محسوب می شد (همان : 324)، اما برای کسانی که جرائمی بزرگتر مرتکب شده بودند تنها محل امن ، حرم امام رضا(ع) بود . در اطراف حرم ،  بنایی خارج از صحن مقدس وجود داشت و در آن­جا نیز زنجیری به علامت بست برای پناهندگان آویخته شده بود. بست­های حرم امام رضا(ع) عبارت بود از: بست بالا محله ، بست پایین محله و بست طبرسی و بست قبله که برخی اسامی هنوز هم برجا مانده است.
در زمان شاه عباس اول صفوی  عیسویان نیز از این رسم استفاده می کردند (فلسفی ، 1353 : 250). در دوره قاجار ، برخی از رجال با بست قرار دادن منزل خود از بست نشینی ، به عنوان اهرمی برای افزایش قدرت استفاده می کردند. در زمان ناصرالدین شاه  حرم حضرت معصومه( س) در قم (بروگش ،1367 : 539)، حرم امام رضا(ع) و حرم حضرت عبدالعظیم سه بست مهم بودند . حرم حضرت عبدالعظیم به سبب نزدیکی به پایتخت قاجاریان ، اهمیت خاصی داشت (اعظام قدسی ، 1349 : 34)، چنان­که چهره های سرشناسی آن­جا را برای پناه جستن انتخاب می کردند . در اواخر دورة قاجار و در روزگار نخست وزیری سپهدار اعظم نیز، سربازان در مساجد و آستانه حضرت عبدالعظیم و حرم حضرت معصومه در قم و حرم امام رضا (ع)در مشهد بست نشستند .
گرچه سنت بست نشینی درمراحلی به دلیل سوء استفاده افراد جانی و خلافکار و مامن گرفتن مرتکبین به قتل و جنایت به انحراف کشیده شده و نیز با واردشده مکان­هایی چون اصطبل شاهی ، توپ مروارید و مانند آن حالت تقدس گونه خود را ازدست داد اما در طول تاریخ افراد و گروه­های زیادی از سنت اصیل و مقدس بست نشینی در اماکن مقدسه برای رساندن فریاد مظلومیت ، حق­خواهی و عدالت­طلبی و اعتراض سیاسی بهره جسته­اند .که در ادامه به مواردی از آن­ها که مربوط به آستان حضرت عبدالعظیم بوده اشاره می­شود .
پناهندگی و بست نشینی حاجی میرزا ابوالحسن خان شیرازی معروف به ایلچی (وزیردول خارجه در زمان فتحعلی شاه قاجار) كه پس از فوت فتحعلی شاه و سقوط سلطنت نود روزه­ی فرزند او ،  و بر تخت نشستن محمّدشاه به همّت میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی ، به دلیل حمایت و جانبداری از جانشینی و سلطنت ظلّ السلطان و هراس از مجازات­های سخت و تند قائم مقام ، به حرم حضرت عبدالعظیم پناه برد و تا زمان قتل قائم مقام ، به دستور محمّدشاه در آن حالت باقی بود .
بست نشینی میرزا عبّاس بیات ایروانی معروف به حاجی میرزا آقاسی ، صدر اعظم محمّدشاه قاجار ، كه پس از فوت او به دلیل وحشت از سابقه­ی صدارات سیزده ساله و مخالفان حكومتی و درباری خویش و همچنین به شكست انجامیدن توطئه اش در نایب السلطنه كردن عبّاس میرزا ملك آرا ، برادر ناتنی و كوچك تر ناصرالدّین شاه ، تا آمدن ناصرالدّین شاه از تبریز به تهران ، از كاخ عبّاسیه در شمیرانات به تهران فرار كرد و سپس با رفتن به حرم حضرت عبدالعظیم در آن­جا متحصّن گردید كه سرانجام با بخشیده شدن از سوی ناصرالدّین شاه و اجازه­ی او به عتبات رفت و تا پایان عمر در آن­جا ساكن گردید .
سيد جمال الدين اسد آبادي كه مغضوب ناصرالدين شاه واقع شده بود، مدت هفت ماه و چند روز در آستان عبدالعظيم حسني متحصّن شد و به نشر افكار بلند و اسلامي خود پرداخت و مفاسد سلطنت ناصري را براي مردم بازگو مي كرد.سرانجام، شاه دستور داد تا او را از بست بيرون كشيده، به خارج از ايران تبعيد نمايند.مأمورين به خانه سيد در بست حضرت عبدالعظيم يورش برده و سيد بيمار و تب دار را با توهين و خواري از زاويه مقدسه بيرون كشيده و به كرمانشاه فرستادند كه از آن­جا به بغداد و سپس به بصره رفت و در آن­جا توقّف كرد تا مرضش بهبودي يافت و آن گاه عازم هندوستان شد و از آن­جا به لندن رفت. میرزا رضای کرمانی پس از آگاهی از ماجرا و باناراحتى زياد، فريادكنان در كوچه و بازار، مردم را از دستگيرى و تبعيد سيد آگاه مى كند سپس از گلدسته هاى حرم، بناى داد و فرياد  مى گذارد.(صاحبی، 1357 : 96)
ترور ناصرالدین شاه برگ دیگری از کارکرد سیاسی حرم حضرت عبدالعظیم است . میرزا رضای کرمانی که در اوايل جوانى سفرى به تهران داشته ، مجذوب سخنان سيد جمال الدين اسدآبادى مي شود . او روزها و شب­ها در حرم به انتظار نشست تا شاه قدم به حرم مطهر بگذارد . سرانجام اين زمان فرا رسيد و آن هنگام كه شاه مى خواست پنجاهمين سال سلطنت خود را با زيارت حضرت عبدالعظيم شروع كند، برنامه ترور عملی شد. پس از قتل ، به بهانه­ی دادخواهی و رساندن عریضه به شاه در همان مكان متحصّن گردید.
 جنبش آزادى خواهانه اى كه منجر به اعطاى مشروطيت ايران گرديد در بدو امر بااعتراض به حاكم تهران آغاز شد که طی آن نخست عده اى از بازرگانان در مسجدشاه بست نشستند كه بعضى بزرگان و روحانيون نيز به آنان ملحق شدند اما با اخراج آن­ها توسط امام رسمي مسجد ، كه امام جمعه و داماد شاه بود ، اين عده به سوى حرم حضرت عبدالعظيم رفتند و در آن­جا متحصن شدند . سرانجام شاه تسليم شد ودر نامه اى به قول داد كه حاکم تهران را بركنار كند و عدالتخانه اىتأسيس نمايد.( ناظم الاسلام كرمانى،1388 : 295 ) در پی آن و به دنبال  نفوذ روزافزون بيگانگان كه اختيار امور را به طور علنى در دست گرفته بودند، استبداد صدر اعظم شاه، تبعيد علما و تحقير بزرگان و عمل نكردن به وعده هاى شاه در تحصن تجار تهران وآگاهى مردم از فساد دربار، موجب شد كه آيت­ا... طباطبايى پيشنهاد مهاجرت به حضرت عبدالعظيم را دهد كه مقبول بيشترعلما واقع شداين مهاجرت، بعدها به مهاجرت صغير شهرت يافت. این تحصّن یک ماه به طول انجامید ، حدود دوهزار نفر در آن شرکت کردند(همان : 348) و مظفرالدین شاه را ناگزیر از تن دادن به خواسته­های قانونی خود در ایجاد عدالتخانه و اجرای قوانین اسلامی نمودند . با اعلام پيروزى متحصنين ، هنگام قرائت نامه شاه خطاب به علما، فريادهاى «زنده باد ملت ايران»، براى اولين بار در تاريخ اين كشور از صحن مطهر حضرت عبدالعظيم طنين انداز شد به نحوى كه درباريان حاضر در مجلس رامتحير و بهت زده نمود. (ملک­زاده، 1363 : 298)
در دوران محمّد علی­شاه قاجار و فعاليّت دورة اوّل مجلس شورای ملّی و هنگام بالا گرفتن مباحث مشروطه و مشروعه و چگونگی ارتباط قوانین كشور با شرع مقدّس ، شیخ فضل ا... نوری(ره) كه بر لزوم تطبیق قوانین مصوّب در مجلس با احكام شریعت و استقرار مشروطه­ی مشروعه، تأكید می ورزید ، برای بیان نظرات خویش در شكلی گسترده به حرم حضرت عبدالعظیم رفته و در آن­جا متحصّن گردید . این واقعه ، در سال 1325 قمری روی داد و به مدّت سه ماه ادامه یافت .
در هنگام درگیری پارك اتابك ، كه پس از شكست محمّدعلی­شاه قاجار و پیروزی مشروطه طلبان روی داد و در آن نیروهای دولتی برای خلع سلاح مجاهدان به محاصره­ی آنان در درون پارك اقدام كردند ، در سال 1238 قمری ضرغام السلطنه بختیاری از فرماندهان مجاهدان به دلیل ترس ، از پارك اتابك فرار و به حرم حضرت عبدالعظیم پناه برد  .
از وقایع ناگوار بست نشینی و تحصّن در آستان حضرت عبدالعظیم ، حادثه­ی كشته شدن میرزا مصطفی آشتیانی ، كه از طرفداران سرسخت مشروطه بود ، به همراه سه نفر از یارانش به دست گروهی از لوتیان تهران و دستور صنیع حضرت می باشد كه در چهارم فروردین 1288 شمسی و دوران استبداد صغیر اتّفاق افتاد .
در اواخر دوره قاجار ، صمصام السلطنه به عنوان نخست وزير رأىاعتماد گرفت اما پس از مدت كوتاهى، بى لياقتى و ضعف شديد مديريتى او برهمگان روشن شد . آیت­ا... مدرس هنگامى كه ملاحظه كرد هيچ يك از تذكرات مشفقانه، تأثيرى ندارد، پيشنهاد تحصن در حرم حضرت عبدالعظيم را مطرح ساخت و خود، به همراه گروهى از مردم در اعتراض به صمصام السلطنه در حرم متحصن شد. سرانجام فشار مخالفان و نارضايتى عمومى، باعث سقوط كابينه وی گردید.
حرم حضرت عبدالعظيم ، از همان نقطه آغاز نهضت اسلامى ايران به رهبرى امام خمينى( قدس سره) در 15خرداد سال 1342، وعده گاه هميشگى اهل رى بود و در انقلاب نقش­آفرینی می­نمود که به مواردی از این مقوله نیز اشاره می­گردد .
در سال 42 به مناسبت ماه محرم، مجالس متعدد عزادارى در جوار حضرت عبدالعظيم تشكيل شده و سخنرانان مشهور قم و تهران در شهررى منبر می­رفتند. در 15 خرداد ،  مردم ری در اعتراض به ممنوعیت منبر آیت­ا... وحید و دستگيرى امام به خيابانِ حرم مى ريزند و موجب بسته شدن مغازه ها مى شونداز طرف ديگر، عده اى از مردم نيز ازحرم حضرت عبدالعظيم حركت كرده، پس از طى مسير بازار، در خيابان جمعيت انبوهى را تشكيل مى دهند و شعارها شروع مى شوداما مدتى نمى گذرد كه با حضورمأمورين امنيتى روبه رو مى شوندتيراندازى به سوى مردم شروع مى شود .
 جوانان شهررى با نفوذ در يكى از هيئت­هاى مذهبي روز عاشوراى سال 1355 با پلاكاردهايى كه به سخنان امام مزيّن بود، به سمت حرم حركت كردند كه پس از طى مسافتى نرسيده به حرم، پلاكاردها به وسيله مأمورين رژيم جمع آورى شد .
بعضى از گروه­ها يا افرادى كه براى تشكيل جلسات خود احساس امنيت نمى كردند، در قالب هيئت عزادارى در مقبره هاى پيرامون حرم جمع مى شدند و در كنار روضه خوانى يا سينه زنى، به امور سياسى و انقلابى نيزمى پرداختنداز جمله مشهورترين آن­ها را مى توان جلسات حزب ملل اسلامى نام برد.
از آن­جا كه مقبره هاى دور حرم به دور از نظر ساواك بودو تنها عده اى براى زيارت اهل قبور به آن­جا رفت و آمد مى كردند، اين مقبره ها بهترين مكان براى مخفى كردن اعلاميه و حتى اسلحه بود . به عنوان نمونه گروه توحيدى«بدر» از مقبره خسروخانى براى اين منظور استفاده مى كردند.( تقوی راد ،1382)
با توجه به اين­كه چاپ و توزيع رساله امام  و به خصوص ملحقات رساله، ممنوع بود و جرم به حساب مى آمد، استفاده از قفسه هاى دعا و قرآن كه در قسمت­هاى مختلف حرم تعبيه شده بود، مورد استفاده انقلابيون بود.آن­ها رساله هاى امام را در لابه لاى كتاب­هاى دعا و قرآن مى نهادند تا به دست مردم برسد.
توزيع اعلاميه بين مردم از جمله مشكلات بزرگ جوانان انقلابي بود؛ زيرا مردم در ابتدا حتى از گرفتن اعلاميه هراس داشتند؛ چراكه شايعه شده بودمأمورين امنيتى براى شناسايى افراد اعلاميه پخش مى كنند .در اين زمينه نيز،قفسه هاى كتاب در حرم وسيله مناسبى براى پخش اعلاميه بود كه از آن به خوبي استفاده شد.
با توجه به اين­كه تمام اماكن عمومى به نوعى تحت نظارت ساواك قرار گرفته بود، امكان قرار و ملاقات براى انقلابيون بسيار دشوار بود، اما امكان كنترل حرم براى ساواك چندان مقدور نبود . از این رو آن­جا مكان امنى براى قرار وملاقات­هاى انقلابيون به شمار مى رفت.
روز 18 دى سال 57، جمعيت انبوهى در صحن حضرت عبدالعظيم گرد هم آمدند و پس از شعار دادن به سمت مركز شهر حركت كردند. در حالى كه در پيشاپيش جمعيت، علماى شهر نيز حضور داشتندعبور جمعيت ازبازار و خيابان حرم موجب شد که تمامى اصناف مغازه هاى خود را تعطيل كنند .
نتیجه­گیری
نقش پررنگ دین در جامعه و به­ویژه عشق عمیق مردم شیعه به خاندان رسالت ، مسبب عملکرد و نقش­آفرینی قوی و تاثیرگذاری نمادهای مذهبی در ابعاد مختلف بوده است . در هر زمان فریاد حق­طلبی و مظلومیت در برابر حاکمان جور ، رنگ و بویی مذهبی به خود گرفته و تکلیفی دینی تلقی می­گردید . به ویژه با قبول این واقعیت که هریک از امامزادگان ، نشانی از ظلم حاکمان بوده  و موجودیت مقبره و مزار آنان نیز در ارتباط با جور وستم حاکمان زمانه نسبت به اولیاء دین  و نکوداشت نام و مبارزه­ی این بزرگان بوده  ، آمیختگی مبارزه سیاسی با مذهب و دستورات دینی بهتر نمود یافته و از این رو چنین مکان­هایی به عنوان گرانیگاه و کانون محوری مبارزه عمل می­کرده­اند . حاکمان با وجود پایبند نبودن به شرع ، از جریحه­دارشدن احساسات مذهبی مردم هراس داشته و از این رو معترضان به حکومت در سایه تقدّس زیارتگاه­ها و حرمتی که شیعیان برای این­گونه مکان­ها قائل بوده­اند ، توانسته­اند در موارد زیادی خواسته­های به حق خود را از حکومت­ها طلب نموده و به آن­ها نایل گردند .  به نظر مي رسد كه در آن زمان كه قانون و منطق حكمفرما نبود و غول استبداد در لباس خان و شاه بر مردم حكم مي راند و شاه با اشاره ابروي خود به آساني پيكري را بي جان مي كرد، چنين مكان­هاي شريف ، ملجأ و پناهگاهي براي درماندگان و حق­خواهان بوده است .
منابع
-        اسکافی ، ابوجعفر (1374) . المعیار و الموازنه . ترجمه محمود مهدوی دامغانی . تهران : نشر نی .
-        اعظام قدسی ، حسن(1349) .  خاطرات من ، یا روشن شدن تاریخ صدساله .  تهران  .1349.
-        الحسینی الجلالی ، محمدحسین ( 1988) . مزارات اهل­البیت علیهم­السلام و تاریخها . مؤسسه الاعلمی
بیروت .
-        بروگش ، هینریش کارل (1367) . سفری به دربار سلطان صاحبقران  . ترجمه حسین کردبچه . تهران  .1367.
-        پایگاه تخصصی اطلاع­رسانی امامزاده­ها ( 9/1/1391) به نشانی :  
http://www.imamzadeh.persianguides.org
-         پانوف ، ميشل و پرن شيل (1369).  فرهنگ مردم شناسي  . ترجمه اصغر عسكري خانقاه . چاپ اول . تهران : نشر ويس .
-        پولاک ، اردوارد ( 1361) . سفرنامه پولاک . ترجمه کیکاووس جهانداری .تهران : انتشارات خوارزمی .
-        تقوی راد ، محمدعلی (1382) . مجموعه مقالات کنگره بزرگداشت حضرت عبدالعظیم (ع) . جلد سوم . قم :  انتشارات دارالحدیث .
-        راسخون-سایت اینترنتی(1/3/1391). نقبای ری و قم و گسترش تشیع در ایران :
http://www.rasekhoon.net/article/print-29829.aspx
-         شريفي جهاني (1375). گذري بر فرهنگ زيارت . پايان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي .
-        صاحبی ، محمدجواد ( 1357) . تاکتیک­های انقلابی سید جمال­الدین اسدآبادی . قم : انتشارات الهادی .
-        جعفریان ، رسول (1375) . تاریخ تشیع در ایران ؛ از آغاز تا قرن دهم هجری . قم : انتشارات انصاریان .
-        خالصی، عباس(1366) . تاریخچه بست و بست نشینی .چاپ اول . تهران :  انتشارات علمی.  
-        فلسفی، نصرا...( 1353). زندگانی شاه عبّاس اوّل . کتاب آبی . تهران  .
-        ملك زاده ، مهدی (1363) .انقلاب مشروطیت ایران ( جلد سوم ) . انتشارات علمی   .
-        ناظم­الاسلام کرمانی، محمدبن­علی (1388).تاریخ بیداری ایرانیان . تهران : انتشارات امیرکبیر.
-        هيلن براند ، رابرت (1367). مقابر  . ترجمه كرامت الله افسر . تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي .
-        یاقوت حموی (1380) . معجم­البلدان . ترجمه علینقی منزوی . سازمان میراث فرهنگی کشور.
[1] - برای مثال در کتاب معجم­البلدان یاقوت حموی  از امام صادق (ع) نقل شده که  « الّري و قزوين و ساوه ملعونات مشؤومات » ( یاقوت حموی ، 1380، صص 118- 119)
[2] - ابراهیم ابن ناصرابن طباطبایی ، چاپ در نجف 1388
[3] - نصیرالدین عبدالجلیل بن ابی الحسین بن ابی الفضل قزوینی مشهور به عبدالجلیل قزوینی رازی ( وفات درسال ۵۶۰ ق( از علمای مشهور شیعه­ی ری که ردی بر کتاب «بعض فضایح الروافض» بنام «بعض مثالب النواصب» در دفاع شیعه نوشته که بنام :النقض» شهرت یافته‌است.
[4] - منطقه ي کوهستاني شمال شرقي و غريي تا مرز مازندران ، که خود شامل روستاهاي بسيار ز يادي بوده است .
[5] - شيخ منتجب الدين، على بن عبيد الله بن حسن بن بابويه قمى، از بزرگان شيعه در قرن ششم هجرى صاحب کتاب « فهرست أسماء علماء الشيعة و مصنفيهم»